جاده هاي انتظار
سراسر مسیر آمدنت را چشم دل دوختیم و جاده پر پیچ و خم انتظار را فقط
به امید یک نگاهت رود رود ، اشک شوق جاری کردیم و همه جمعه ها را زار زار ،
سر بر شانه ندبه ها گذاشتیم و اشک فراق ریختیم .
ورق ورق ، دفتر خاطرات دلمان را غزل های گل نرگس و عطش
دیدارمان به او ، پر ساختیم
گل نرگس ! فدای رنگ و بویت
نصیبم کی شود دیدار رویت ؟

تمام کاسه ایام را لبریز از بی قراری و سرشار از انتظار کردیم و لحظه لحظه
سحرهایمان را مثل بلبل ، به عشق روی گلت ، نغمه دعا سر دادیم و قصه های
حضور پر برکتت را مهمان دل پاک کودکانمان کردیم و شب های قدر ، تا صبح به
امید گوشه چشمت ، چشم ها و دست های فقیر وجودمان را باز
نگه داشتیم ؛ اما هنوز ،
هنوز می دانم که قدر گل وجود نازت را در گلزار هستی نمی دانیم :
سنگ و گل را کُند از یُمن نظر ، لعل و عقیق
هر که قدر نفسِ باد یَمانی دانست .
و برگی از کتاب پرحجم قصه های پر غصه ات را نخوانده ایم .
هنوز یکی از هزار زخم و داغ دلت را با پُماد عمل خود بهبود نبخشیده ایم و
با چشم تأمل در جاری معنای « انتظار فرج » زلال و فروغ بهترین عمل ها
را نگریسته ایم که :
« أفضلُ الأعمالِ إنتظارُ الفرج »
و در آیینه تعجیل فرجت ، عکس زیبای تو و گشایش کارهای خود را ندیده ایم .
و ... افسوس که اوراق شعر دلمان را رنگ شور و شعور و شیدایی نزدیم و
صد افسوس که کودک نوپای عقلمان را به مکتب عشقت نفرستادیم و سکه های
مهر خودمان را به نام و مُهر تو مزیّن نساختیم .
و ... دریغ که در بستر ناکامی ایام ، با صفای آه و اشک خود ، طبیب مسیحا نفسی
چون تو را از صمیم دل ، به بالین نیاز نخواندیم و سرزمین تیره دلمان
را در برابر تابش چشمه خورشیدت نگذاشتیم .
و هنوز به محضر و دادگاه بررسی اعمالمان ، که هر هفته به دستت می رسد ،
ضامنی آبرومند ، از پیش نفرستاده ایم .http://www.beynolharameyn.org/