سراسر مسیر آمدنت را چشم دل دوختیم و جاده پر پیچ و خم انتظار را فقط

به امید یک نگاهت رود رود ، اشک شوق جاری کردیم و همه جمعه ها را زار زار ،

سر بر شانه ندبه ها گذاشتیم و اشک فراق ریختیم .

ورق ورق ، دفتر خاطرات دلمان را غزل های گل نرگس و عطش

دیدارمان به او ، پر ساختیم

گل نرگس ! فدای رنگ و بویت

نصیبم کی شود دیدار رویت ؟


http://axgig.com/images/95295205712174123597.jpg

تمام کاسه ایام را لبریز از بی قراری و سرشار از انتظار کردیم و لحظه لحظه

سحرهایمان را مثل بلبل ، به عشق روی گلت ، نغمه دعا سر دادیم و قصه های

حضور پر برکتت را مهمان دل پاک کودکانمان کردیم و شب های قدر ، تا صبح به

امید گوشه چشمت ، چشم ها و دست های فقیر وجودمان را باز

نگه داشتیم ؛ اما هنوز ،

هنوز می دانم که قدر گل وجود نازت را در گلزار هستی نمی دانیم :

سنگ و گل را کُند از یُمن نظر ، لعل و عقیق

هر که قدر نفسِ باد یَمانی دانست .

و برگی از کتاب پرحجم قصه های پر غصه ات را نخوانده ایم .

هنوز یکی از هزار زخم و داغ دلت را با پُماد عمل خود بهبود نبخشیده ایم و

با چشم تأمل در جاری معنای « انتظار فرج » زلال و فروغ بهترین عمل ها

را نگریسته ایم که :

« أفضلُ الأعمالِ إنتظارُ الفرج »

و در آیینه تعجیل فرجت ، عکس زیبای تو و گشایش کارهای خود را ندیده ایم .

و ... افسوس که اوراق شعر دلمان را رنگ شور و شعور و شیدایی نزدیم و

صد افسوس که کودک نوپای عقلمان را به مکتب عشقت نفرستادیم و سکه های

مهر خودمان را به نام و مُهر تو مزیّن نساختیم .

و ... دریغ که در بستر ناکامی ایام ، با صفای آه و اشک خود ، طبیب مسیحا نفسی

چون تو را از صمیم دل ، به بالین نیاز نخواندیم و سرزمین تیره دلمان

را در برابر تابش چشمه خورشیدت نگذاشتیم .

و هنوز به محضر و دادگاه بررسی اعمالمان ، که هر هفته به دستت می رسد ،

 

ضامنی آبرومند ، از پیش نفرستاده ایم .
http://www.beynolharameyn.org/